محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1276

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

كمى مينمايد به حدى كه اثر بسيارى در آن نميماند و خشك آن خشك در اول بلكه قسم صغير آن را رطوبت و لطافت كمتر از كبير آنست و هريك از آن هر دو نيز برّى و بستانى مىباشد بستانى آن ابرد و ارطب مىباشد از برى كه طرخشقوق نامند و برى آن موافق و اليق بمعده است و هندبا مفتح سدد احشا و عروق با اندك قبضى و مقوى جكر و مسكّن حرارت خون و تشنكى و هيجان صفرا و التهاب معده و غثيان و موافق جكر حار و بارد و رافع سدهء آن و منقى مجارى بول و كرده و آشاميدن آب برك تازهء آن با آب رازيانه بهترين ادويهء يرقان سدى و استسقا و سپرز است و باخبه كه خاكشى و شفترك نامند جهة هيضهء صفراوى و باخبه و سكنجبين ساده جهة قى صفراوى و هيجان صفرا و شرى و هيجان دم با صفرا و هرچند تلخ‌تر باشد در رفع سدد امراض كبد بهتر است و آب برك آن با زيت بادزهر هر ادويه كشنده است و چون آب برك تازهء آن را بجوشانند و كف آن را كرفته كه آب كاسنى مروق نامند با سكنجبين بنوشند جهة تبهاى كهنه و تقويت معده و استسقاى حاد و رفع تعفن رطوبات و با كلقند جهة تب ربع و حميات بارده نافع و چون با قدرى رازيانه و كشوث بجوشانند تفتيح و اسهال آن زياده مىشود و خوردن برك آن با سركه جهة حبس اسهال صفراوى و تسكين حدت صفراوى و هيجان آن هر دو و آشاميدن آب مطبوخ برك تازهء آن و كل و تخم و بيخ آن بتمامى جهة حميات مركبه و وبائيه و سپرز مفيد خصوصا با تخم كشوث و سكنجبين بزورى و يا ساده يا شراب كشوث و طلاى آب برك تازهء آن با سفيداب و سركه جهة تبريد عضوى كه ارادهء تبريد آن باشد عجيب الاثر و به تنهائى يا با سركه و صندل جهة صداع حار و صفراوى و هم‌چنين با صندل سرخ و سركه و كلاب جهة شرى و با طلا كه نوعى از خمر است جهة اورام حاره و درد چشم و با سرب سائيده و روغن كل سرخ سرطان متقرح بيعديل و غرغرهء آب آن با خيارشنبر جهة ابتداى ورم حلق و خناق و هم‌چنين با رب توت شامى و آب برك كشنيز تازه و ضماد كوبيده برك آن جهت رمد حار مجرب خصوصا با روغن بنفشه و با آرد جو و سركه جهة مفاصل و نقرس حار و اورام حاره با آرد جو جهة خفقان و تقويت قلب و ضماد برك و بيخ آن با هم جهة لسع عقرب و هوام و زنبور و سام ابرص نافع و هم‌چنين با سويق جو نيز بيعديل و لبن براى آن جهت جلاى بياض چشم و قدر شربت از آب آن تا نيم رطل مضر صاحب سرفه و محرّك آن و مصلحش شكر است و تخم كاسنى در دويم سرد و خشك و مايل بحرارت و با اجزاى بارده جهة تبهاى صفراوى و سددى و صداع و يرقان و خفقان و امراض جكر و با مطبوخ صندل و رازيانه جهة رفع سموم و ضعف كرده و سپرز و قطع نفث الدّم و تحريك اشتها مؤثر و به غير ترطيب و در ساير افعال نايب مناب برك كاسنى و قدر شربتش از دو درهم تا پنج درم و مغثى و كريه الطعم و مصلحش سكنجبين و ادويهء خشبو است و صاحب شفاء الاسقام در مبحث ورم طحال كفته كه مضر بطحال است و مصلح آن سكنجبين و بيخ كاسنى در اول كرم و در دويم خشك و بغايت مفتح و ملطف اخلاط و منقى مجارى غذا و مدر بول و جهة تبهاى مركبهء مزمنه و تصفيهء خون و رفع ورم احشا و درد مفاصل و استسقا و نضج و تحليل مواد نافع و قدر شربت از سائيدهء آن يك درم تا چهار درم و در مطبوخ از پنج درم تا پانزده درم است [ هندباى برى ] هندباى برى غير خندريلى است نباتش مانند بستانى و كلش كبود و طعمش بسيار تلخ و بركش درشت و بىخار و آن را بقلهء يهوديه نامند در اخر اول سرد و خشكست و تبريد آن زياده بر بستانى و قابض طبع و مقوى معده و در جميع افعال به غير ترطيب قويتر از بستانى و قاطع نفث الدم و آب آن با روغن زيتون رافع اكثر سموم هوام مشروبه و مدر حيض و شير و حمول عصارهء آن رافع اورام حارهء قروح و ضماد بيخ آن جهت كزيدن عقرب و زنبور و مار مفيد و با آرد جهة باد سرخ و با سفيداب و سركه جهة سوختكى آتش و التهاب اعضا نافع و تخم و بيخ آن در افعال قويتر از بستانى و هريك بدل ديكرىاند [ دستور آشاميدن آب برگ كاسنى ] دستور آشاميدن آب برك كاسنى جهة تفتيح سدهء عروق جكر و تبهاى دموى و صفراوى بكيرند برك تازهء كاسنى را و صاف نموده از خاك و غبار و غيره از غير شستن چه از شستن قوت مفتحهء آن زايل ميكردد پس كوبيده فشرده آب صاف آن را بكيرند و شب كذاشته صبح صاف نموده مقدار چهل مثقال تا هفتاد مثقال آن را با ترنجبين و شيرخشت و اشربه بياشامند و بجهة تفتيح با ادويهء مفتحه مانند سكنجبين بزورى و يا ساده و بجهة اخراج صفرا ادويهء مسهلهء آن مثل هليلجات اضافه كنند اخراج خلط فاسد به سهولت نمايد و صاحب سعال را آشاميدن آب كاسنى مضر است و هرگاه برك كاسنى تازه بهم رسد و تبريد و تفتيح مطلوب باشد پوست بيخ تازهء آن را مثل خياط ريزه‌ريزه كرده بيست مثقال آن را در عرق كاسنى و امثال آن خيسانيده و با ادويهء مزبور بنوشند و چون آب كاسنى تازه را جوشانيده كف آن را كرفته كه آب كاسنى مروق نامند با كل‌قند و سكنجبين بنوشند جهة تب ربع كه از احتراق صفرا باشد مجربست [ دستور مروق نمودن آب برگ كاسنى ] دستور مروق نمودن آب برك كاسنى آنست كه بكيرند آب برك كاسنى تازه هر مقدار كه خواهند و در ظرف پاكيزه از نقره يا مس تازه قلعى كرده يا سفالى كنند و بر سر آتش اخكر كذاشته چند جوشى بدهند تا كف و سبزى آن بريده شود پس فرود آورده صاف نموده به كار برند و طريق مروق نمودن آب برك عنب الثعلب نيز چنين است دستور كرفتن عرق كاسنى بدانكه عرق كاسنى در منافع در بعض مواد از آب برك تازهء آن ضعيف‌تر است و در بعضى مواد قويتر صنعت آن بكيرند برك كاسنى تازه هر قدر كه خواهد و از خاك و غبار و غيرها پاك نمايند از غير شستن و در ديك عرق‌كشى كرده سه وزن آب صاف شيرين بران ريزند و بدستور متعارف عرق كشند و اكر برك تازهء آن نباشد از خشك آن بكيرند و با پنج وزن آن و يا زياده از آب آن يك شبانه‌روز بخيسانند پس عرق كشند ليكن عرق خشك آن بسيار ضعيف العمل است و از تخم آن نيز بدستور عرق ميكشند سفوف هندبا صاحب شفاء الاسقام نوشته كه از املاى استاد من است جهة تفتيش رياح و تليين بطن و تفتيح سدد و خورانيده مىشود اطفال را نيز صنعت آن پوست بيخ كاسنى پوست بيخ شمار كه رازيانه است از هريك هفت درم بزر هند با بزر رازيانه از هريك ده درم تخم كشوث سه درم مصطكى زر ورد از هريك هفت درم بزر هند با بزر رازيانه از هريك ده درم تخم كشوث سه درم مصطكى زر ورد از هريك يك مثقال نيلوفر اصل السّوس مجرود كل بنفشه از هريك پنج درم سنا مكى هفت درم شكر به وزن جميع ادويه كوفته و بيخته سواى تخم مرو تخم بادرنجبويه كه درست ناكوفته درهم نموده اطفال را يك مثقال شيرهء تخم خرفهء مقشر و آب برك كاوزبان و شكر با عرق نيلوفر و بالغين را پنج درم چند روز متوالى با آب برك كاوزبان و شكر بدهند و شايد كه مراد از آب برك كاوزبان عرق برك آن باشد [ معجون بزر الهندبا ] معجون بزر الهندبا مختص باصحاب فتق است و جهة كسر رياح و تحليل و نفخ ازالهء بلغمهاى غليظ نافع صنعت آن تخم كاسنى زرنباد زنجبيل سيساليوس پوست زرد اترج اسطوخودوس قردمانا جنطيانا حب الغار زراوند طويل برك سداب كندر كل صعتر از هريك پنج مثقال تخم كرفس نانخواه تخم شبت انيسون سعد كوفى وج تركى سياه‌دانه حرمل از هريك ده مثقال كرويا فلفل سليخه قند از هريك سه مثقال عود قمارى مر صافى از هريك دو مثقال جندبيدستر يك مثقال ادويه كوفته و بيخته با سه وزن كل عسل مصفى مقوم بسرشند شربتى از يك مثقال تا دو نيم مثقال كتاب حرف الياء المثنّاة التّحتانيّة باب الياء مع الالف ياقوت بدانكه ياقوت احمر را به فارسى ياقوت سرخ و بهندى مانك و پدم و زاك و بانكريزى روبى و نيلجى را كبود و بهندى نيلم و نيلمند و اصفر را ياقوت زرد و بسراق نامند و بهندى پكهراج بباى فارسى و كاف عربى كويند بهترين آن پيكوئى سرخ و رمانى و صاف شفاف صلب بىداغ ورك است و هرچند قطعهء آن بزركتر باشد معتبر و قيمت آن بيشتر است و آن را رمانى و كلنارى نيز